بهترین روزهای زندگی من
آخرین پست بارداری
زیباترین روزهای سخت
باز هم بهترین روزهای دنیا
زیباترین روزهای دنیا
معجزهی الهی من
روزها
سلام
این روزها انگیزه خاصی برای نوشتن ندارم. همه چیز تکراریه. حالم یه کمی بهتره ولی هنوز مثل قبل نشدم و نمیتونم مثل قبل به شوشو محبت کنم. همش با خودم درگیرم. اگه خدا بخواد این ماه میخوام دوباره برم دکتر و آییوآی رو تکرار کنم. میخواستم اینبار دیگه آیویاف رو امتحان کنم که دکتر میگه باز هم آییوآی رو امتحان کن.
هفته قبل برادر کوچکتر شوشو برای مأموریت کاری رفت چین و ما همه شب خونشون بودیم و فردا شبش هم همه خونه ما بودن.
باردار بودن جاری کوچکتر از منهم علنی شد و اعلام کرد، چند روز بعدش تصادف کرد و پاش ضربه دیده و نمیتونه عکس بندازه (به خاطر بارداری).
نمیدونم یعنی چی که انقدر روزها زود میگذره، صبح که مییام اداره تا چشم به هم میزنم ساعت 4 شده و هنوز شنبه نشده جمعه میشه. 
راستی ختم بسم الله رو از روز اول فروردین شروع کردم که فردا میشه 41 روز و تموم میشه. مطمئنم که خدای رحمان و رحیم خودش هر چی که صلاح باشه برام رقم میزنه و هیچ چیز رو به زور ازش نمیخوام 
خدا نگهدار
وفا جونم مامان شده
سلام
بهترین خبری که امسال شنیدم خبر مامان شدن وفای عزیزم بود که خدای مهربون جواب دعاهاش رو داد و یه نینی عسلی براش فرستاد. وفا جونم باز هم بهت تبریک میگم و امیدوارم این روزها رو به سلامتی طی کنی تا روزی که نینی عزیز بیاد تو خونتون.
خبر خاصی نیست، همچنان حالم خوب نیست.
